الشيخ المنتظري
500
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
العلم لطلبوه و لو بسفك المهج و خوض اللّجج » ( 1 ) اگر مردم مى دانستند چه فوايدى در طلب علم هست ، در جستجوى علم مى رفتند گرچه به ريختن خون دل و فرو رفتن در گردابها باشد . « وَلاَنَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا » ( و نمى ترسيم از حوادث كوبنده تا اين كه بر ما حلول كند و نازل شود . ) « قارعة » يعنى كوبنده ، به قيامت هم ( قارعة ) ( 2 ) گفته مىشود چون حوادث آن كوبنده است . يكى از چيزهايى كه لازمه عقل انسان است اين است كه آينده نگر باشد ، فقط حال را نبيند ، پيش بينى حوادث آينده را هم بكند ، چه حوادث دنيايى مثل جنگها ، اختلافها ، خشك سالى ها ، و چه حوادث مربوط به مردن و قيامت و حساب و كتاب . انسان بايد آينده را پيش بينى كند و از همين الآن كارى كند كه در مقابل حوادث عاجز نشود و بر اوضاع مسلّط باشد ; مخصوصاً كسانى كه در رأس يك حكومت هستند بايد حوادث آينده را پيش بينى كنند . چهار دسته مردم دنياطلب « فَالنَّاسُ عَلَى اَرْبَعَةِ اَصْنَاف » ( پس مردم بر چهار دسته اند : ) دسته اوّل : « مِنْهُمْ مَنْ لاَيَمْنَعْهُمُ الْفَسَادَ إلاَّ مَهَانَةُ نَفْسِهِ ، وَكَلاَلَةُ حَدِّهِ وَنَضِيضُ وَفْرِهِ » ( از آنهاست كسى كه او را از فساد باز نمى دارد مگر خوار و بى مقدار بودنش ، و كند شدن تيغش - قدرت نداشتن بر فساد - و كم بودن مالش . )
--> 1 - كافى ، ج 1 ، ص 35 ، حديث 5 2 - سوره رعد ، آيه 31